سبک مینیمال یا حداقل گرایی (Minimalism)، یک مکتب هنری است که در تمامی هنرها از جمله “معماری و منظر” ریشه دوانده است. به طور کلی “مینیمالیسم هنری” به معنای نمایان کردن حقیقت هر چیز است. هدف این مکتب، سادگی و بیپیرایگیست که در نهایت ما را به خلوص، کمال و زیبایی نزدیک میکند. مینیمالیسم فلسفی معتقد است که انسان برای زندگی کردن نیازهای محدودی دارد و مینیمالگراها در سادگی محض زندگی میکنند. به قول “فرانک استیلا” هنرمند مشهور مینیمالیستی : “آنچه میبینید همان چیزی است که میبینید”. به این مفهوم که با استفاده کمتر از عناصر ، میتوان بیشترین تاثیر را ایجاد کرد.

طراحان مینیمالگرا معتقدند با حذف چیزهای اضافی میتوان بیشترین مفهوم را به نمایش گذاشت. آنان سعی میکنند تمام ناسادگیهایی که ممکن است ذهن مخاطب را آشفته کند، کنار بگذارند و تنها با به کار بستن عناصر ضروری، اثر خود را در معرض ادراک مخاطب قرار دهند. هدف معمار مینیمالگرا استمرار اثر در بعد زمان است؛ یعنی اثر خلق شده هیچگاه از مد نیفتد، همواره زیبایی خود را داشته باشد و لزوم تغییر در آن احساس نشود. یک معمار مینیمال، بیش از آنکه به احساسات شخصی و بیان آنها علاقهمند باشد، نگاهش به یک روش منطقی و مفاهیم فیزیک فضایی است.
آثار هنرمندان مینیمالیست، زاده شکلهای هندسی ساده و تکرار بجا و با قاعده عناصر فقط در حد ضروری است. هنرمند یا طراح در این سبک کوچکترین تلاشی برای استفاده از جزئیات بهمنظور آرایش فضا نمیکند و بر سادگی و صراحت فضا صحه میگذارد. سادگی باعث تمرکز حواس و کاهش استرس میشود.
مینیمالیسم به عنوان یک جنبش در دنیای هنر بوجود آمد ودر شکلهای مختلفی از طراحی و هنر و حتی در هنرهای تجسمی و موسیقی استفاده میشود.
برخی ویژگیهای مینیمالسم در طراحی معماری و منظر :
– سادگی در فرم با عملکرد بالا
– استفاده از فرم و پوشش در طراحی
– فضای تمیز و باز
– جزئیات کم و ساده و اجتناب از تزئینات اضافی
– مبلمان و اثاثیه ساده و مینیمالیستی

مینیمالیسم در منظر و فضای سبز
ایده محوطه و فضای سبز مینیمال از ایده معماری مدرن قرن بیستم تبعیت میکند، جایی که ساختمانهای بتنی و شیشهای به محوطه پیرامونی بدون تزئینات نیاز دارند. طرفداران فضاهای سبز مینیمال، کسانی هستند که نظم در کنار خطوط ساده و گیاهکاری محدود با نگهداری کم را ترجیح میدهند.
لنداسکیپ به عنوان یک پروژه انسان ساخت، هم متن است و هم مکان. یک رسانه تفسیری است. لذا انتظار دریافت معنا و عمق از آن، انتظار نابجایی نیست و برای خلق فضای مطلوب باید عمیقاً به مواد و عناصر سازنده ان فکر کند. این هدف، بینش مینیمالیستی به منظر است. فضاهای مینیمالیستی ارتباط مستقیمی با احساس دارند و بنابراین توصیف خصوصیات آنها بیش از آنکه در قالب کلام بگنجد، دریافت شدنی و احساس کردنی است.
پیتر واکر، از معماران منظری است که گرایش فراوانی به این شیوه نشان داد. واکر معتقد است جامعه ما نیاز به محیطی آرام، با روح و پر معنا دارد و طراح باید در برآورده کردن این نیازها بکوشد. به عقیده وی، مینیمالیسم جستجویی در پی خلوص و مفاهیم انسانی است برای خلق فضاهایی که قدرت معنوی تکریم شده دارند. مینیمالیست توسط دستورالعملهای مفهومی و ناب خود، با هندسه، ریتم، نظم، تناسبات و … در فضا رسوخ کرده و یک حس مکان منحصر به فرد و به یادماندنی از خود بر جای مینهد. او برای خلق آثار خود به گذشته نگاه میکند. به نظر او، مینیمالیسم بازتاب کیفیتهای هنری معاصر است که عمیقاً در سنتهای گذشته ریشه دارد. استون هنج و باغهای ذن تأثیر بسزایی در او گذاشته است.

جولی فاریس، طراح منظر امریکایی، میگوید: “نگاه کردن به باغ شما نباید باعث شود شما به لیست کارهای خود بیاندیشید. این در واقع باید برعکس باشد. یک باغ مینیمالیستی میتواند قدرتمند و زیبا باشد، بدون اینکه بیش از حد شما را نگران نگهداری و هزینههای آن کند.”
در باغها یا حیاطها و حتی تراس و بام سبز، سبک طراحی میتواند تابعی از فرم معماری بنا و حتی طراحی داخلی ان باشد . امروزه طراحیهای مینیمالیستی از فضای داخلی خارج شده و به بیرون ریشه یافته است. در محوطههایی که با سبک مینیمالیستی طراحی میگردد، طراحی از مرزها شروع میشود. وجود دیوارههای صاف به ما اجازه میدهد تصویر و سطحی برای بازی با نور داشته باشیم و یا پس زمینهای برای کاشت معمارانه گیاهان.
در طراحی یک محوطه مینیمال و زیبا وجود سطوح ساده و یکدست از شن یا گیاهان پوششی میتواند لنداسکیپ زیبایی و وسیعی را ایجاد نماید. در کنار آن، سایر جزئیات میتواند با دقت قرار گیرد. محدودکردن تعداد رنگها و تنوع گیاهی در دستیابی به یک بافت تمیز و یکپارچه بسیار مهم است.








